حسن حسن زاده آملى

42

ده رساله فارسى (فارسى)

اجمعين . يعنى حقيقتى به نام هباء ، به يك نحو تجلى از اراده مقدس ذات متعالى پديد آمد . اين هباء به مثل مانند گچى است كه بناء آن را طرح مىكند تا نقشه بر آن پياده كند . و هباء اولين موجود در عالم است . على بن ابى طالب عليه السّلام و سهل بن عبد اللّه رحمه اللّه و ديگر از اهل تحقيق كه اهل كشف و شهودند آن را ذكر كرده‌اند . و اصحاب افكار كه حكمايند هباء را هيولاى كل مىگويند . و همه عالم بالقوه و الصلاحيه در آن موجود است . سپس حق سبحانه به نور خود تجلى به هباء كرد ، و هر چيزى در آن هباء بر حسب قوت و استعداد خود آن نور تجلى را به قدر قربش بدان پذيرفت ، چنان‌كه زواياى خانه نور چراغ را مىپذيرند ؛ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ . و كسى بدان نور تجلى در پذيرفتن ، نزديكتر از حقيقت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه مسماى به عقل است نبود ، پس آن بزرگوار سيد جميع عالم و اولين ظاهر در وجود است . و از آدميان نزديكتر از همه به حقيقت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم على بن ابى طالب امام عالم و اسرار جميع انبياء است . تبصره : در كتب اهل سر مىخوانى كه با ، نبى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است ، و نقطه تحت آن ولى . اين سخن از اين روى است كه با تعين پيدا نمىكند مگر به نقطه ، چنان‌كه نبى متعين و متكمّل نمىشود مگر به ولايت . و گاهى برخى از مشايخ چون شيخ شبلى از خود خبر مىدهد كه ؛ انا النقطة التى تحت الباء . اين سخن را از اين روى گفته است كه اشاره به عدم و شكستگى نفس خود كرده است ، زيرا كه نقطه تحت با را خود وجودى نيست بلكه وجود او در ضمن با است .